تغییر کاربری :/
· 15 ساعت پیش · خواندن 1 دقیقه از کارهایی که گفته بودم، فقط یکیو انجام دادم؛ البته کلا دوتا بودن خب.
باید مینوشتم «سعی میکنم نذارم آدما مودَمرو خراب کنن.» البته بااینکه ننوشته بودم، سعی میکردم انجامش بدم، ولی خب...
یه آهنگی که قبلنا باهاش میافسردمرو پیدا کردم و گذاشتم؛ جا اینکه غمگینم کنه، خوابم برد و عصر بیدار شدم.
امروز مسیر نخوردنرو درپیش گرفتم؛ ممکنه که ادامه پیدا کنه؟ 🥹 خب... باید ادامه داشته باشه، نیازی به دلیل ندارم، فقط باید بعضی چیزهارو یادم بمونه و این کارو تمومش کنم.
بگذریم...
هرچند که بعد آشناییام با اون پسر دوستداشتنی (اما عوضی...) تو فروردین، همهچی روند بهشدت نزولیای داشته و بهسختی اون روزهارو رد کردم، اما هنوزم اینرو یکی از اتفاقات قشنگ زندگیام میدونم.
توهمات دیشبمرو هم فراموش میکنم؛ بههرحال، ایندفعه نباید تکرار شه.
و خب، از اونجایی که الان دیگه کسیام که نمیذارم آدما مودَمرو خراب کنن؛ و رو مود جوگیربودنهم گیر کردم، به امین جدید عزیزم خوشآمد میگم. /:
پ.ن: دارم عاشق پارانویید بودنم میشم؛ باعث میشه چشمهای آدم بیشتر باز شه.