روز بد و پرتنشی داشتم که با یه دوش آب سرد آخرشبی، رنگ یک شب آروم‌رو گرفت. هرچند تو یکی‌دوساعت گذشته، چندباری مود عوض کردم؛ برای خودم آرزوی ثبات خلق‌وخو و شخصیت دارم. مثل همیشه، حموم جاییه که توش، تمام افکارِ حول محور «تغییر»ئم ظاهر می‌شن... و البته که به‌محض بیرون اومدن، فراموش می‌کنم که لحظات قبل‌تر، کی بودم؛ و خب... این‌بارم بیا به بهونه‌ی نداشتن حوصله و میل به گوش دادن به موسیقی در خاموشی شب، فراموشش کنیم.